تا حالا شده بغض مثل یه سنگ تو گلوت باشه و نتونی گریه کنی ؟!
تا حالا اونقدر غصه داشتی که بخوای به خاطرش گریه کنی ؟!
تا حالا اونجوری دلت گرفته که گریت بگیره ؟!
اصلآ تا حالا گریه کردی ؟!
میدونم خیلی وقتا گریه کردی اما چند بارش واسه دل خودت بوده ؟!
چند بار واسه آروم شدن دل خودت اشک ریختی ؟!
چند بار تا حالا زیر قطره های بارون ایستادی و صورتت پر از اشک و بارون شده ؟!
*****
امروز دلم حال و هوای عجیبی داره ، حال و هوای محرم ...
راستی محرم یعنی چی ؟ چرا وقتی محرم میشه همه چیز عوض میشه ؟
همه ی آدما یه جور دیگه میشن ، شهر سیاه پوش میشه !
همه لباس سیاه میپوشن ،همه عزادار میشن !
حتی اونایی که همین چند روز پیش تو خونشون شادی بود ،
انگار همه چیزو فراموش کردن !
انگار تازه عزیزی رو از دست دادن !
ولی همه به خاطر یک نفر عزادارن .
از ته دل اشک میریزن و سینه و زنجیر میزنن !
تا حالا شده وقتی داری یه هیئت عزادارو نگاه میکنی
بهت زده از خودت بپرسی این آدما واسه چی دارن گریه میکنن !؟
به عشق کی ؟
مگه اونا امام حسین رو دیدن ؟
مگه اونا میشناسنش ؟
ولی حتمآ میشناسنش ،
مگه میشه آدم کسی رو نشناسه و اینجوری به خاطرش گریه کنه ؟!
همه یه جورایی پاک میشن ،
از حسینشون میخوان وساطتشونو پیش خدا بکنه و کاری کنه خدا گناهاشونو ببخشه .
آخه میدونن خدا امام حسینشو خیلی دوست داره .
*****
خدا جونم یعنی منم اگه مولامو صدا بزنم و ازش کمک بخوام ،
اگه حسینت که با عشق به تو ، جونشو فدات کرد ،
صدای گریه و التماس منو به تو برسونه و از تو واسه من طلب بخشش کنه ،
روتو از من برنمیگردونی و دستای التماسمو پس نمیزنی ؟
*****
خدایا
وقتی که دل گرفته و غصه دار است
وقتی که دوستان همه دشمنند
وقتی که سوختن علاجش ساختن است
وقتی که دوست داشتن پایانش از یاد بردن است
به چه میتوان خود را دلخوش کرد ؟
پس به سوی تو چشم دوخته ام
تا بار دیگر دستم را بگیری
و از این ظلمت رهایم بخشی .......
